سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

146

اساس الصرف (مشتمل بر امهات مسائل علم صرف) (فارسى)

/ اقشعرّت / لرزيد يك زن غائب در زمان گذشته مؤنث غائب / اقشعرّتا / لرزيدند دو زن غائب در زمان گذشته / اقشعررن / لرزيدند زنان غائب در زمان گذشته / اقشعررت / لرزيدى تو مرد حاضر در زمان گذشته مذكر حاضر / اقشعررتما / لرزيديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته / اقشعررتم / لرزيديد شما مردان حاضر در زمان گذشته / اقشعررت / لرزيدى تو زن حاضر در زمان گذشته مؤنث حاضر / اقشعررتما / لرزيديد شما دو زن حاضر در زمان گذشته / اقشعررتنّ / لرزيديد شما زنان حاضر در زمان گذشته متكم وحده / اقشعررت / لرزيدم من در زمان گذشته متكلم مع الغير / اقشعررنا / لرزيديدم ما در زمان گذشته صرف فعل مضارع از باب افعلّال / يقشعّر / ميلرزد يك مرد غائب در زمان حال يا آينده مذكر غائب / يقشعرّان / ميلرزند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده / يقشعرّون / ميلرزند مردان غائب در زمان حال يا آينده / تقشعرّ / ميلرزد يك زن غائب در زمان حال يا آينده مؤنث غائب / تقشعرّان / ميلرزند دو زن غائب در زمان حال يا آينده / يقشعررن / ميلرزند زنان غائب در زمان حال يا آينده / تقشعرّ / ميلرزى تو يك مرد حاضر در زمان حال يا آينده مذكر حاضر / تقشعرّان / ميلرزيد شما دو مرد حاضر در زمان حال يا آينده / تقشعرّون / ميلرزيد شما مردان حاضر در زمان حال يا آينده / تقشعرّين / ميلرزى تو يك زن حاضر در زمان حال يا آينده